تبليغاتX
.....راهی به سوی نور.....
هركه گفتارش فراوان شد خطایش فزونى گرفت، و هركه خطایش بسیار گشت حیایش اندك شد، و هر كه حیایش اندك شد پارساییش كم شد، و هر كه پارساییش كم شد دلش مرد، و هركه دلش بمیرد وارد آتش شود.
 

چهل حدیث از امیرمؤمنان حضرت علی (علیه السلام)

1. یا اَسْرَى الرَّغْبَةِ، اَقْصِرُوا، فَاِنَّ الْمُعَرِّجَ عَلَى الدُّنْیا لایَرُوعُهُ مِنْها اِلاّ صَریفُ اَنْیابِ الْحِدْثانِ. اَیُّهَا النّاسُ، تَوَلَّوْا مِنْ اَنْفُسِكُمْ تَأْدیبَها، وَ اعْدِلُوا  عَنْ ضَراوَةِ عاداتِها
اى اسیران هوا و هوس، آرزوها را كوتاه كنید، زیرا مردم دلبسته به دنیا را، جز صداى دندان هاى حوادث، از این دنیا نمى ترساند، اى مردم، خودتان عهده دار ادب كردن خود شوید، و نفس را از جرأت بر عادات هلاك كننده بازگردانید.

 2. وَ مَنْ نَظَرَ فى عُیُوبِ النّاسِ فَاَنْكَرَها ثُمَّ رَضِیَها لِنَفْسِهِ فَذاكَ الاَْحْمَقُ  بِعَیْنِهِ
آن كه عیوب مردم را بنگرد و آن را ناپسند داند سپس براى خود روا داند احمق واقعى است.

3. اِذا وَصَلَتْ اِلَیْكُمْ اَطْرافُ النِّعَمِ، فَلاتُنَفِّرُوا اَقْصاها بِقِلَّةِ الشُّكْرِ
زمانى كه مقدمات نعمت ها به شما رسید، نهایت آن را با كم شكری از خود مرانید.

4. وَالْفُرْصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ، فَانْتَهِزُوا فُرَصَ الْخَیْرِ
 فرصت به مانند ابر گذرا مى گذرد، پس فرصت هاى نیك را غنیمت دانید.

5. لِسانُ الْعاقِلِ وَراءَ قَلْبِهِ، وَ قَلْبُ الأحْمَقِ وَراءَ لِسانِهِ
 زبان عاقل در پسِ قلب او، و دل نادان پشت زبان اوست.

6. قَدْرُ الرَّجُلِ عَلى قَدْرِ هِمَّتِهِ، وَ صِدْقُهُ عَلى قَدْرِ مُرُوَّتِهِ، وَ شَجاعَتُهُ عَلى قَدْرِ اَنَفَتِهِ، وَ عِفَّتُهُ عَلى قَـدْرِ غیرَتِـهِ
 اندازه مرد به اندازه همت او، و صداقتش به مقدار جوانمردى او، و دلیریش به اندازه عار داشتنش از كار زشت، و پاكدامنیش به میزان غیرت اوست.

7. لاغِنى كَالْعَقْلِ، وَ لافَقْرَ كَالْجَهْلِ،  وَلامیراثَ كَالاَْدَبِ، وَلاظَهیرَ كَالْمُشاوَرَةِ
ثروتى چون عقل، و فقرى چون جهل،  و میراثى چون ادب، و پشتیبانى همچون مشورت نیست.

8. الْقَناعَةُ مالٌ لایَنْفَدُ
قناعت گنجى است كه تمام نمى شود.

9. اللِّسانُ سَبُعٌ، اِنْ خُلِّىَ عَنْهُ عَقَرَ
 زبان درنده اى است، كه اگر آزادش گذارند بگزد.

10. اَهْلُ الدُّنْیا كَرَكْب یُسارُ بِهِمْ وَ هُمْ نِیامٌ
اهل دنیا چون كاروانى هستند كه آنان را مى برند در حالى كه درخوابند.

11. لایَرْجُوَنَّ اَحَدٌ مِنْكُمْ اِلاّ رَبَّهُ، وَ لایَخافَنَّ اِلاّ ذَنْبَهُ، وَ لایَسْتَحِیَنَّ اَحَدٌ مِنْكُمْ اِذا سُئِل عَمّا لایَعْلَمُ اَنْ یَقُولَ لااَعْلَمُ، وَ لایَسْتَحِیَنَّ اَحَدٌ اِذا لَمْ یَعْلَمِ الشَّىْءَ اَنْ یَتَعَلَّمَهُ
 احدى از شما جز به پروردگارش امید نبندد، و جز از گناهش وحشت نكند، و از اعلامِ «نمى دانم» به وقت پرسش شدن از چیزى كه نمى داند حیا نكند، و از آموختن علمى كه دارا نیست شرم ننماید.

12. عَلَیْكُمْ بِالصَّبْرِ، فَاِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الاْیمانِ كَالرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ، وَ لاخَیْرَ فى جَسَد لارَأْسَ مَعَهُ، وَ لا فى إیمانَ لاصَبْرَ مَعَهُ
 بر شما باد به شكیبایى، چه اینكه شكیبایى نسبت به ایمان به منزله سر نسبت به بدن است؛ در بدنى كه سر  نیست، و در ایمانى كه شكیبایى نباشد خیرى نیست.

13. مَنْ اَصْلَحَ ما بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللّهِ، اَصْلَح اللّهُ ما بَیْنَهُ وَ بَیْنَ النّاسِ وَ مَنْ اَصْلَحَ اَمْرَ آخِرَتِهِ، اَصْلَحَ  اللّهُ لَهُ اَمْرَ دُنْیاهُ
 هر كس آنچه را میان او و خداست اصلاح نماید، خداوند آنچه را بین او و مردم است اصلاح كند و هر كس كار آخرتش را به اصلاح آورد، خداوند كار دنیایش را اصلاح كند.

14. لایَقُولَنَّ اَحَدُكُمْ: «اللَّهُمَّ اِنّى اَعُوذُ بِكَ مِنَ الْفِتْنَةِ» لاَِنَّهُ لَیْسَ اَحَدٌ اِلاّ وَ هُو مُشْتَمِلٌ عَلى فِتْنَة وَلكِنْ مَنِ اسْتَعاذَ فَلْیَسْتَعِذْ مِنْ مُضِلاّتِ الْفِتَن
 كسى از شما نگوید: «الهى، از امتحان به تو پناه مى برم» چه اینكه كسى نیست مگر اینكه مشمول امتحان است، اما اگر كسى خواست از خدا پناه جوید باید از فتنه هاى گمراه كننده پناه جوید.

15. لایَتْرُكُ النّاسُ شَیْئاً مِنْ اَمْرِ دینِهِمْ لاِسْتِصْلاحِ دُنْیاهُمْ، اِلاّ فَتَحَ اللّهُ عَلَیْهِمْ ما هُوَ اَضَرُّ مِنْهُ
 مردم چیزى از برنامه دینشان را براى بهبود دنیایشان ترك نمى كنند، مگر آنكه خداوند زیانبارتر از آن را در كف دستشان مى نهد.

16. اِضاعَةُ الْفُرْصَةِ غُصَّةٌ
 تباه نمودن فرصت اندوه است.

17. اِنَّ لِلّهِ مَلَكاً یُنادى فى كُلِّ یَوْم: لِدُوا لِلْمَوْتِ، وَ اجْمَعُوا لِلْفَناءِ، وَ ابْنُوا لِلْخَرابِ
خدا را فرشته اى است كه هر روز فریاد می زند: بزایید براى مردن، و گردآورید براى نابود شدن، و بنا كنید براى خراب گشتن.

18. الدُّنْیا دارُ مَمَرٍّ لا دارُ مَقَرٍّ
 دنیا خانه گذر است نه جاى ماندن.

19. سُوسُوا ایمانَكُمْ بِالصَّدَقَةِ، وَ حَصِّنُوا اَمْوالَكُمْ بِالزَّكاةِ، وَ ادْفَعُوا اَمْواجَ الْبَلاءِ بِالدُّعاءِ
ایمان خود را با صدقه، اموالتان را با زكات حفظ كنید، و امواج بلا را با دعا برانید.

20. هَلَكَ امْرُؤٌ لَمْ یَعْرِفْ قَدْرَهُ
 انسانى كه اندازه خود را نشناخت هلاك شد.

21. مَنْ وَضَعَ نَفْسَهُ مَواضِعَ التُّهَمَةِ فَلایَلُومَنَّ مَنْ أَساءَ بِهِ الظَّنَّ
هر کس خود را در مواضع تهمت قرار دهد نباید بدگمان بـه خـویـش را سـرزنـش نمـایـد.

22. الرَّحیلُ وَشیكٌ
كوچ كردن از دنیا به آخرت نزدیك است.

23. مَنْ حاسَبَ نَفْسَهُ رَبِحَ، وَ مَنْ غَفَلَ  عَنْها خَسِرَ
 كسى كه خود را محاسبه كرد سود برد، و هر كه از خود بى خبر ماند زیان دید.

24. فى تَقَلُّبِ الاَْحْوالِ عِلْمُ جَواهِرِ الرِّجالِ
 در دگرگونى های روزگارجوهره هاى افراد شناخته شود.

25. اَحْبِبْ حَبیبَكَ هَوْناًمّا، عَسى اَنْ یَكُونَ بَغیضَكَ یَوْماًمّا، وَ اَبْغِضْ بَغیضَكَ هَوْناً مّا، عَسى اَنْ یَكُونَ حَبیبَكَ یَوْماًمّا
 دوستت را به اندازه دوست دار شاید روزى دشمنت شود، و دشمنت را به اندازه دشمن دار شاید روزى دوسـتـت گــردد.

26. قَلیلٌ تَدُومُ عَلَیْهِ اَرْجى مِنْ كَثیر مَمْلُـول مِنْـهُ
اندك كارى كه بر آن مداومت كنى امیدبخش تر است از كار زیادى كه از آن خسته شوى.

27. اِذا اَضَرَّتِ النَّوافِلُ بِالْفَرائِضِ فَارْفُضُوها
 زمانى كه مستحبّات به واجبات زیان بزند مستحبات را رها كنید.

28. مَنْ تَذَكَّرَ بُعْدَ السَّفَرِ اسْتَعَدَّ
 آن كه دورى سفر (قیامت) را به یاد آرد، براى آن آماده شود.

29. ما اَكْثَرَ الْعِبَرَ وَ اَقَلَّ الاِْعْتِبارَ!
 چه فراوان است عبرت ها، و چه اندك اند عبرت گیران!

30. فِى الْقُرْآنِ نَبَاُ ما قَبْلَكُمْ، وَ خَبَرُ  ما بَعْدَكُمْ، وَ حُكْمُ ما بَیْنَكُمْ
 خبر آنچه پیش از شما و بعد از شماست، و نیز دستور زندگى شما در قرآن است.

31. اِتَّقُوا مَعاصِىَ اللّهِ فِى الْخَلَواتِ،  فَاِنَّ الشّاهِدَ هُوَ الْحاكِمُ
 از نافرمانى خدا در خلوت ها پروا كنید، كه بیننده همان حاكم است.

32. ماءُ وَجْهِكَ جامِدٌ یُقْطِرُهُ السُّؤالُ، فَانْظُرْ عِنْـدَ مَـنْ تُقْطِـرُهُ
 آبرویت جامد است، اظهار حاجت آن را آب می کند و مى ریزد، توجه كن آن را نزد چه كسى مى ریزى.

33. اَشَدُّ الذُّنُوبِ مَا اسْتَهانَ بِهِ صاحِبُهُ
 سخت ترین گناهان گناهى است كه گنهكار آن را ناچیز بشمارد.

34. مَنْ نَظَرَ فى عَیْبِ نَفْسِهِ اشْتَغَلَ عَنْ عَیْبِ غَیْرِهِ
 آن كه در عیب خود نظر كند از نظر در عیب دیگران بازماند.

35. مَنْ كَثُرَ كَلامُهُ كَثُرَ خَطَأُهُ، وَ مَنْ كَثُرَ خَطَأُهُ  قَلَّ حَیاؤُهُ، وَ مَنْ قَلَّ حَیاؤُهُ قَلَّ وَرَعُهُ، وَ مَنْ قَلَّ وَرَعُهُ  ماتَ قَلْبُهُ، وَ مَنْ ماتَ قَلْبُهُ دَخَلَ النّارَ
هركه گفتارش فراوان شد خطایش فزونى گرفت، و هركه خطایش بسیار گشت حیایش اندك شد، و هر كه حیایش اندك شد پارساییش كم شد، و هر كه پارساییش كم شد دلش مرد، و هركه دلش بمیرد وارد آتش شود.

36. اِعْجَبُوا لِهذَا الاِْنْسانِ، یَنْظُرُ بِشَحْم، وَ یَتَكَلَّمُ بِلَحْم، وَ یَسْمَعُ بِعَظْم، وَ یَتَنَفَّسُ مِنْ خَرْم
 از این انسان شگفت زده شوید كه با پیه اى مى بیند، با گوشتى مى گوید، با اسـتخوانى مى شـنود، و از حفره اى تنفس مى كنـد.

37. اَكْبَرُ الْعَیْبِ اَنْ تَعیبَ ما فیكَ مِثْلُهُ
بزرگترین عیب آن است كه صفتى را عیب دانى كه مانند آن در خودت باشد.

38. الْكَلامُ فى وَثاقِكَ مالَمْ تَتَكَلَّمْ بِهِ، فَاِذا تَكَلَّمْتَ بِهِ صِرْتَ فى وَثاقِهِ، فَاخْزُنْ لِسانَكَ كَما تَخْزُنُ ذَهَبَكَ وَ وَرِقَكَ، فَرُبَّ كَلِمَة سَلَبَتْ نِعْمَةً، وَجَلَبَتْ نِـقْـمَـةً
سخن را تا نگفته اى در بند توست و چون گفتى تو در بند آنى، پس زبانت را چون طلا و نقره ات حفظ كن، چه بسا یك كلمه نعمتى را از بین برده و عذابى را پیش آورد.

39. لاتَقُلْ مالاتَعْلَمُ، بَلْ لاتَقُلْ كُلَّ ما تَعْلَمُ، فَاِنَّ اللّهَ سُبْحانَهُ قَدْ فَرَضَ عَلى جَوارِحِكَ كُلِّها فَرائِضَ یَحْتَجُّ بِها عَلَیْكَ یَوْمَ الْقِیامَةِ
 آنچه را نمى دانى مگو، بلكه هرچه را هم مى دانى به زبان نیاور، كه خداوند پاك برنامه هایى را بر اندامت واجب نموده كه در قیامت به همان ها بر تو احتجاج خواهد كرد.

40. مَنْ طَلَبَ شَیْئاً نالَهُ اَوْ بَعْضَهُ
هر كه جوینده چیزى باشد، به تمام آن یا به قسمتى از آن مى رسد.

منبع: نهج البلاغه، کلمات قصار

نوشته شده توسط حسین در چهارشنبه 25 خرداد1390 ساعت 19:39 | لینک ثابت |
                                                                                                                                                   

 

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله والصلاة و السلام علي رسول الله و آله اجمعين لاسيما علي بقية الله في العالمين روحي وارواح العالمين لتراب مقدمه الفدا‌‌‌ء و اللعنة الدائمة علي اعدائهم اجمعين من الان الي قيام يوم الدين.

از مطالبي كه بسيار لازم است براي دوستان به خصوص شماهايي كه تصميم داريد يار حضرت بقية‌اللّه باشيد و مايليد خدمتگزار حضرت ولي‌عصر باشيد و انتظار داريد كه وقتي كه آن حضرت فرمود: هل من ينصرني، يا در گذشته حضرت سيدالشهداء فرمودند هل من ناصر ينصرني يارشان باشيد و مي‌‌خواهيد انشاءاللّه كوشش كنيد كه مبلّغ مردم براي رسيدن به اهداف اسلام باشيد خيلي ضرورت دارد براي شما، اينست كه راه اهل‌بيت عصمت و طهارت عليهم‌السلام را در هدايت مردم بدانيد چون مهمّ‌ترين چيزي كه بشر به طور ناقص و ذات مقدّس پروردگار به طور كامل عهده‌دار آن بايد باشند هدايت است. خداي تعالي در قرآن مي‌‌فرمايد: إِنَّ عَلَيْنَا لَلْهُدَى سوره الليل/ آيه 12، هدايت به عهده‌ي ماست حتي به پيغمبراكرم مي‌‌فرمايد: تو هرگز نمي‌تواني هر كسي كه دوست داري هدايتش كني، بلكه هدايت به عهده خداست. وقتي كه هدايت به عهده‌ي خدا شد و يك چيزهايي را به شما محوّل كردند و شما هم به اذن پروردگار ديگران را هدايت كرديد، شما مي‌‌شويد لسان‌اللّه، يعني زبانتان زبان خدا مي‌‌شود. اگر توانستيد كسي را به حقيقت برسانيد و به حقيقت آشنايش كنيد و خدا هم راضي بود كه آن حقيقت را شما به آنها تعليم بدهيد اذن پروردگار بود، همانطوري كه درباره‌ي شفاعت چيزي عرض مي‌‌كردم كه شفاعت يعني جفت و جور كردن چيزي را با چيزي؛ انساني كه اهل بهشت نيست، اهل تقوي نيست، اهل محبّت و معرفت و رحمت


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسین در دوشنبه 24 اسفند1388 ساعت 11:37 | لینک ثابت |
                                                                   

 

*  در سال 1252، در روستای «آق‎کند»  از توابع زنجان متولد شد و در سال 1335 در همان شهر چشم از جهان فروبست. علوم دینی را در مدرسه‌ی «سید» زنجان آغاز کرد. نزد علمای بزرگی تلمذ کرد، مثل آیت‌الله فیاض دیزجی و آخوند ملا قربان‌علی.

* در فقه، اصول، فلسفه و عرفان تحصیل کرد و حتی در علوم غریبه نیز ید طولانی یافت. در همان دوره بود که شروع به تهذیب نفس کرد. ارادتش به اهل‌بیت مثال‌زدنی بود.

* خیلی از بزرگان عرفان، دیدار با ملا آقا جان را از نقاط عطف و تأثیرگذار زندگی‌شان می‌دانستند، علمایی مثل آیت‌الله محمدجواد انصاری همدانی و شیخ جعفر مجتهدی. بعضی از علمای بزرگ، مثل آیت‌الله مصطفوی، شیخ موسی شبیری و علامه‌ی طباطبایی، به علم و دانش او اعتراف کرده بودند و او را از نوابغ عصر خود به شمار می‌آوردند.

* یک روز از ایشان پرسیده بودند: شما از علم کیمیا و علوم غریبه اطلاع دارید؟

حاج ملا نگاه تأسف‎باری به او انداخته بود و گفته بود:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسین در دوشنبه 11 آبان1388 ساعت 9:20 | لینک ثابت |
        با نسيم گل معطر شد فضا
از وجود فاطمه اخت الرضا
دخت معصومي و خود معصومه اي
در جوار تو عجب دارد صفا
ما به درگاه تو رو آورده ايم
تو شفيعي بهر ما اشفعي لنا
مهر تو بر سينه ام گشته اجين
کي دلم گردد ز مهر تو جدا
چشم اميد من و احسان تو
از کرم بنما روا حاجات ما

 

                                                                                  

تاريخ چشم به راه فاطمه اي ديگر است. انتظار به سر مي آيد و شميم دلنوازي، خانه خورشيد را فرا ميگيرد. خنکاي حضور دوباره فاطمه (س) در فضاي مدينه جاري مي شود و کوثر فاطمي، جوشيدن ميگيرد. به کوچه باغهاي حرم تو پناه مي آورم و در سايه سار ملکوتي آن، نفسي تازه مي نمايم. کنار نهر استجابت مي نشينم و قطره اي مي شوم در آبي زلال اشک هاي زائرانت. ضريح نوراني ات را در آغوش ميگيرم و از بين شبکه هاي آن، مزار مطهر تو را تماشا مي کنم. باورم نمي شود! آيا به اين سادگي به زيارت تو آمده ام! تو که زيارتت، همسان زيارت ياس گمشده مدينه است!

                                         

نوشته شده توسط حسین در سه شنبه 28 مهر1388 ساعت 9:27 | لینک ثابت |
قال الصادق (ع) :
مومن به اندازه ي کارهاي خوبش آزمايش مي شود  پس هر که دينش درست و کارش نيکو باشد بلايش سخت گردد چرا که خداوند عز و جل دنيا را نه براي پاداش مومن قرار داده و نه کيفري براي کافر و هرکس دينش سست و عملش ضعيف باشد بلايش اندک باشد . ( بحارالانوار ۶۷ )
 

زندگينامه امام جعفر صادق(ع)

امام جعفر صادق (ع) در پگاه روز جمعه يا دوشنبه هفدهم ربيع الأول سال 80 هجرى، معروف به سال قحطى، در مدينه ديده به جهان گشود. اما بنا به گفته شيخ مفيد و كلينى، ولادت آن حضرت در سال 83 هجرى اتفاق افتاده است. ليكن ابن طلحه روايت نخست را صحيح ‏تر ميداند و ابن خشاب نيز در اين باره گويد: چنان كه ذراع براى ما نقل كرده، روايت نخست، سال 80 هجرى، صحيح است. وفات آن امام (ع) در دوشنبه روزى از ماه شوال و بنا به نوشته مؤلف جنات الخلود در 25 شوال و به روايتى نيمه ماه رجب سال 148 هجرى روى داده است. با اين حساب مى‏توان عمر آن حضرت را 68 يا 65 سال گفت كه از اين مقدار 12 سال و چند روزى و يا 15 سال با جدش امام زين العابدين (ع) معاصر بوده و 19سال با پدرش و 34 سال پس از پدرش زيسته است كه همين مدت، دوران خلافت و امامت آن حضرت به شمار ميآيد و نيز بقيه مدتى است كه سلطنت هشام بن عبد الملك، و خلافت وليد بن يزيد بن عبد الملك و يزيد بن وليد عبد الملك، ملقب به ناقص، ابراهيم بن وليد و مروان بن محمد ادامه داشته است.

كنيه مادر امام (ع) را ام فروه گفته ‏اند. برخى نيز كنيه او را ام القاسم نوشته و اسم او را قريبه يا فاطمه ذكر كرده ‏اند. كنيه آن حضرت ابو عبد الله بوده است و اين كنيه از ديگر كنيه ‏هاى وى معروف‏تر و مشهورتر است. محمد بن طلحه گويد: برخى كنيه آن حضرت را ابو اسماعيل دانسته ‏اند. ابن شهر آشوب نيز در كتاب مناقب مي ‏گويد: آن حضرت مكنى به ابو عبد الله و ابو اسماعيل و كنيه خاص وى ابو موسى بوده است


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسین در چهارشنبه 22 مهر1388 ساعت 9:31 | لینک ثابت |

 بسم اللّه الرحمن الرحيم

الحمد لله والصلاة و السلام علي رسول الله و آله اجمعين لاسيما علي بقية الله في العالمين روحي وارواح العالمين لتراب مقدمه الفدا‌‌‌ء و اللعنة الدائمة علي اعدائهم اجمعين من الان الي قيام يوم الدين.

از مسايلي كه بايد خيلي بهش توجّه داشته باشند دوستان، به خصوص موضوع نماز است. نماز درباره‌اش خداي‌ تعالي در قرآن هم مطالبي فرموده و روايات زيادي هم در اطرافش بالاخص در فضيلت نماز خيلي روايات تأكيد كرده است. در روايات ما نماز را به منزله‌ي ركن دين، يعني پايه‌ي دين، ببينيد اگر يك ساختماني پايه‌اش محكم بود اين ساختمان هميشه سرپاست. اگر يك ساختماني پايه داشت باقي مي‌‌ماند به عنوان ركن دين معرّفي شده است. نماز يك بُعد ملكوتي دارد و يك بُعد مُلكي؛ ما اكثراً به بُعد مُلكي‌اش بيشتر توجّه داريم يعني نماز را حمد و سوره‌مان درست باشد، ركوع و سجودش، قيام و متصل به ركوعش، تشهّدش، ساير مسائلش درست باشد كه بايد هم باشد، واجب هم هست كه باشد اين را بيشتر اهميّت مي‌‌‌دهيم، اين بُعد مُلكي، ظاهري نماز است.

بايد نماز قيامش، ركوعش، سجده‌اش، اينها مرتب باشد، غالباً، حالا يك مقداري درباره‌ي همين ظاهر نماز


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسین در دوشنبه 11 خرداد1388 ساعت 8:53 | لینک ثابت |
            (( بسم الله الرحمن الرحیم))

                                                    بنام خداوند بخشنده ومهربان

 

مسلمانان. مسلمانان . مسلمانی زسر گیرید

          

                که کفر از شرم یار من مسلمان وارمی آید

 

دوستان گرامی:

 

برای ظهور آقا امام زمان (عج) دعا کنید.

 

چونکه این ما هستیم که به آقا محتاجیم . این جامعه و جوامع و انسانها هستند که به وجود مقدس امام زمان (عج) نیازمند هستند.

 

این دنیا چند صباحی بیش نیست . سعی کنید ایمان اعتقادتان را محکم نگه دارید. این زمان بسیار زمان حساسی است چونکه

 

همه جوره بساط ظلم و گناه فراهم است وبا انواع وسائل ارتباطی وحتی درون جامعه ودرون خانه ها هم امن از شیطان نیست

 

 

امام مانند خورشید است که ما چه پشت به آن بکنیم و

 

 چه رو به آن برای آن حضرت فرقی نمی کند بلکه

 

 برای ما تفاوت دارد.

 

اللهم عجل لولیک الفرج ......آمین

 

نوشته شده توسط حسین در سه شنبه 8 اردیبهشت1388 ساعت 18:7 | لینک ثابت |

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم

امير المؤمنين حضرت علي عليه السلام: «إنَّ قيمهَ كًلِّ امريءٍ و قَدرَهُ مَعرفَتََهُ».(1)ارزش و منزلت هر كس (به اندازة) معرفت اوست.

همۀ ما حديث معروف «مَنْ ماتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ امامَ زَمانِهِ ماتَ ميتَهً جاهليَّةً» را كه شيعه و سني از پيامبر اكرم صلي الله عليه و سلم نقل كرده اند كما بيش شنيده ايم و هر يك با توجه به تلقي خود از شناخت امام زمان عليه السلام از آن معنايي مي فهميم.همة ما مي دانيم كه اين شناخت به صرف دانستن نام و نسب ايشان تحقق پيدا نمي كند. چرا كه منكرين آن حضرت و غير مسلمانان هم چنين اطلاعي از ايشان مي توانند داشته باشند پس تعبير «معرفت» در اين حديث شريف معنايي بالاتر از اين حد را مي رساند و هركس متناسب با فهم و معرفت خود، اين معناي بالاتر را ممكن است توضيح بدهد. تا اينجا هنوز اهميت مسئله به قدر كافي براي ما روشن نيست. اين اهميت وقتي كاملا روشن مي گردد كه به احاديثي برخورد كنيم كه در آنها هم نتيجة نشناختن امام بيان شده و هم اثر شناختن ايشان؛

مانند اين حديث شريف از امام باقر عليه السلام:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه 9 آبان1387 ساعت 15:50 | لینک ثابت |
 

 ما باید در تمام لحظات

و حالات زندگی به آن حضرت متوسل

باشیم و ایشان را مشکل گشای تمام

گره های سخت زندگی بدانیم.

در این زمان ما بر سفره عام آن بزرگوار

نشسته ایم و از برکات مختلف آن بهره

می بریم.

چرا از برکات ویژه و خاص آن گرامی

بهره نگیریم؟ چرا نباید به یاد او باشیم وبرای فرج او دعا کنیم؟ بیایید هیچ گاه امام مظلوم و غریبمان را فراموش نکنیم وهمیشه به یاد او باشیم. 

نوشته شده توسط حسین در جمعه 4 مرداد1387 ساعت 17:49 | لینک ثابت |

امام‌ محمدباقر(ع‌)

 

تولد:

امام‌ محمدباقر(ع‌) درسال‌ پنجاه‌ وهفت‌ هجري‌ در مدينه‌ متولدشد.مادرش‌ فاطمه‌ دختر امام‌ حسن‌ وپدرش‌ امام‌ سجاد(ع‌)بوده‌است‌.در سن‌ سي‌ وشش‌ سالگي‌ به‌ مقام‌ امامت‌ رسيد.نام‌ شريفش‌ محمد والقابش‌،باقر،شاكر،هادي‌وكنيه‌ اش‌ اباجعفر بوده‌است‌.پيامبر فرمود:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسین در جمعه 14 تیر1387 ساعت 10:3 | لینک ثابت |